آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

پسر مهربونم

دستشو انداخته گردن دختر عموش ( آرتمیس ) ، ژست گرفته ، میگه مامان نسیم با موبایلت ازمون عکس بگیر. فدای این پسر مهربون و با احساسم بشم ...
24 دی 1391

آرایشگاه

بالاخره رفتیم آرایشگاه و موهای گل پسرو اصلاح کردیم. مبارک باشه ایشالله اصلاح دومادی ...
24 دی 1391

ژست جدید

تازگیها هر وقت می خوایم از آبتین عکس بگیریم و می خواد ژست بگیره به قول خودش ترش میشه و میگه عکس بگیر. البته خیلی وقتها هم وسط ترش شدن حسابی خندش میگیره. بعد از گرفتن عکس هم باید سریع عکس رو بهش نشون بدیم. اینم چند تا از ژشت های این گل پسر ماشینشو رو ی سرش می بینید؟؟؟ ...
24 دی 1391

مو قشنگ

٤ ماهی میشد که آبتین موهاشو کوتاه نکرده بود البته به خواست پدر جون.چون پدر جون خیلی دوست داره آبتین موهاش بلند باشه. ...
24 دی 1391

کمک به مامان

آبتین طلا تازگیها خیلی دوست داره که تو کارها کمک کنه. چند روز پیش داشتم یخچال رو تمیز می کردم. کلی کمکم کرد و همش می گفت مامان نسیم دیگه چکار داری کمکت کنم. فدای این پسر کاری بشم که اینقدر ماهه. ...
24 دی 1391

چینو

آبتین طلا عاشق چینو هست. دوست داره بره اونجا و پیشا (پیتزا) و سیب زمینی بخوره . عشق می کنه تو چینو. خاله جونم بعضی وقتها می یاد دنبال آبتین و با هم دیگه مجردی می رن صفا سیتی و پیشا می خورن. البته آبتین با پدر جون و دایی جونم تنهایی رفته چینو. خوش باشی عزیزم همیشه درخواست: خاله نسترن لطفا از کیفیت عکسها ایراد نگیر.ممنون ...
17 دی 1391

بنزین دار

دیشب با آبتین رفته بودیم پمپ بنزین که یه دفعه آبتین خیلی جدی گفت : مامان نسیم من می خوام بنزین دار بشم. نمی خوام پلیس بشم کلی قربون صدقش رفتم و ذوقشو کردم با این فکرای قشنگ پسرم که از الان به فکر انتخاب شغل آیندش هست
2 دی 1391

شیر گاو

تازگیها علاوه بر شیر پاستوریزه به آبتین شیر معمولی هم می دم ، اما با هزار سلام و صلوات. چون از مزش خوشش نمی یاد و همش میگه این شیر بد مزه هست. معمولا شیر بد مزه رو موقع خواب بهش می دم. 2 شب پیش آبتین تا شیشه شیر رو گذاشت تودهنش درش اورد و گفت : پدر جون شیر بد مزه اورده من نمی خوام. بهش گفتم : آبتین جون ، این شیر رو خانم گاوه که پوستش سفیده خالهای سیاه داره برای خودت فرستاده. شیر رو داده پدر جون ،گفته بده آبتین بخوره . حالا اگه نخوری ، خانم گاوه بفهمه ناراحت میشه ها. اونوقت غصه می خوره. آبتین  طلا با هزار زحمت 1 قلپ شیر خوررد بعد از کمی فکر میگه : مامان نسیم ، پدر جون شیر رو از مغازه گرفته. از آقای مغازه دار نه از خانم گاوه . خانم ...
28 آذر 1391

وقتی مامان مریض بود

تمام مدتی که من مریض بودم ، مادرجون ، باباجون ، پدر جون و خاله نسترن نمی ذاشتن به آبتین بد بگذره. اینم از گشت و گذار آبتین با باباجون و خاله نسترن ( دست همگی درد نکنه که این مدت حسابی اذیت شدند)     ...
25 آذر 1391

پسر دلسوز من

حدود یک ماهی میشه که به خاطر یه بیماری یه جورایی تو خونه یا بیمارستان بستری بودم. تو تمام این مدت آبتین خیلی اذیت شد . هر چند که مادرجون ، باباجون ، پدرجون و خاله نسترن نمی ذاشتن بهش بد بگذره . پسرم خیلی نگران من بود هنوز هم هر وقت که از خواب بیدار میشه سریع می پرسه : مامان نسیم خوب شدی؟ مامان نسیم دلت خوب شد؟ عزیزم امیدوارم همیشه اینوطری دلسوز و مهربون باشی. قول می دم عکسهای جدیدتو حتما برات بذارم دوست دارم گل پسرم
20 آذر 1391